تبليغاتX
anjella

anjella

آواز بهار

به نام خوبي

به نام عشق

به نام تك نگين حلقه ي عاشقان

به نام هر چه خوبي و هر چه در دل صاف و پاك است

سوگند که

زندگی زیباست

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 9:31  توسط آنجلا  | 

خداوندا اگر روزی بشر گردی
ز حالم باخبر گردی

پشیمان میشوی از قصه خلقت
ازین بودن ازین بدعت

خداوندا نمیدانی که انسان بودن و ماندن درین دنیا چه دشوارست
چه زجری میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشارست

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 11:33  توسط آنجلا  | 

 

باز ای باران ببار

بر تمام لحظه های زندگیم

بر طلوع اولین دلدادگیم

بر نمام خاطرات تلخ زندگیم

باز ای باران ببار

غصه های صبح فردایم را

تشنگیها

خستگیهایم را بشوی

باز ای باران ببار

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 16:49  توسط آنجلا  | 

 

Never Say I Love You

هرگز نگو دوستت دارم

If You Really Don't Care

اگر واقعا علاقه نداری

Never Talk About Feelings

هرگز درباره احساسات حرف نزن

If They Aren't Really Feel

اگر واقعا آنها احساس نیستند

Never Hold My Hand

هرگز دستمو نگیر

If You Are Going To Break My Heart

اگر می خواهی قلبم را بشکنی

Never Say  You Are Going To

هرگز نگو می خواهم شروع کنم

If You Don't Plan To Start

اگر نقشه ای برای شروع نداری

Never Look Into My Eyes

هرگز تو چشمانم نگاه نکن

If All You Do Is Lie

اگر همه کارهایت دروغه

Never Say Hello

هرگز نگو سلام

If You Really Mean Good Bye

اگر واقعا قصد داری خداحافظی کنی

If You Really Mean Forever

اگر واقعا منظورت برای همیشه است

Then Say You Will Try

پس بگو سعی خواهم کرد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 18:16  توسط آنجلا  | 

 

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همینجاست، بخند

دست خطی که ترا عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است ، بخند

آن خدائی که تو بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:53  توسط آنجلا  | 

 

شاید آن روز که سهراب نوشت:

تا شقایق هست، زندگی باید کرد

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

 

باید این جور نوشت :

هر گلی هم باشی

چه شقایق، چه گل پیچک و یاس

زندگی اجبار است...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 12:2  توسط آنجلا  | 

 

هر گاه دفتر محبت را ورق زدي ...

هر گاه در زير پايت صداي خش خش برگ ها را احساس كردي...

هر گاه ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خا موش ديدي ...

براي يك بار در گوشه اي از ذهن نه با زبان بلكه از ته قلب بگو:

يادش بخير

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 11:56  توسط آنجلا  | 

 

مهربانا!

سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده دلم را در آن بگسترانم

و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم

که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی

و گلهای زیبای عشق و ایمان را بار دیگر در من تازه گردانی

یا حق

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 19:32  توسط آنجلا  | 

 

در نگاه کسانی که معنی پرواز را نمی دانند،

هر چه بیشتر اوج بگیرید

کوچکتر می شوید

(نیچه(

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 20:2  توسط آنجلا  | 

يک نصيحت انگليسي:

با تمام فقر هرگز محبت را گدايي نکن

و با تمام ثروت هرگز عشق را خريداري مکن.

مسلما آنچه که بدست می آید ...

عشق و محبت نخواهد بود.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 18:8  توسط آنجلا  |